7 دردی که نباید نادیده گرفته شوند





1- بدترین سردرد عمر شما
فوراً برای مراقبت‌های پزشکی اقدام کنید. اگر سرما خورده‌اید، می‌تواند یک سردرد سینوسی باشد. اما بعضی مواقع فرد دچار خونریزی یا تومور مغزی می‌باشد. به هر دردی توجه کنید. به گفته یکی از پزشکان آمریکایی گاهی اوقات که افراد می‌گویند بدترین سردرد عمرشان را دارند، متوجه می‌شویم که دچار آنوریسم (ورم رگ ) مغزی می‌باشند.

2- درد قفسه سینه، گلو، شانه، بازو، شکم و فک
درد قفسه سینه می‌تواند سینه پهلو یا حمله قلبی باشد. اما بدانید که شرایط قلبی نوعا به صورت ناراحتی ظاهر می‌شوند نه به صورت درد. بر اساس گفته یکی از پزشکان قلب آمریکا، بیماران قلبی از فشار می‌نالند. آنها مشت خود را روی قفسه سینه فشار می‌دهند یا بیان می‌کنند که این درد مثل یک فیل می‌ماند که روی قفسه سینه آنها نشسته است. این ناراحتی همراه با بیماری قلبی می‌تواند در بالای قفسه سینه، گلو، فک، شانه چپ، بازو یا شکم ایجاد شود و گاهی با حالت تهوع همراه می‌باشد. ما ناراحت یک فرد 18 ساله نیستیم بلکه فردی که دچار درد پیوسته و پایا می‌باشد، احتمال ریسک بیشتری دارد. خیلی از مردم این درد را به حساب سوختگی قلب یا استرس می‌گذارند. بنابراین در این مواقع به پزشک متخصص یا اورژانس مراجعه کنید. اگر مشکلی نبود که چه بهتر. گاهی هم این ناراحتی مربوط به هیجان و ناراحتی عاطفی می‌باشد. برای مثال اگر موقع باغبانی احساس درد می‌کنید، اما وقتی می‌نشینید درد تسکین می‌یابد، احتمال آنژین (گلو درد توام با تنگی نفس) وجود دارد. که در هوای سرد یا گرم بدتر می‌شود. علائم این ناراحتی در زنان کمتر مشخص می‌گردد. بیماری قلبی می‌تواند بصورت دردهایی نظیر تورم، استرس GL یا نارحتی در شکم ظاهر گردد. که این با احساس خستگی همراه می‌باشد. بعد از یائسگی احتمال بیماری قلبی افزایش پیدا می‌کند. با وجود اینکه مردان بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند، اما زنان بیشتر از بین می‌روند.

3- درد در پشت یا شانه‌ها
بیشتر مواقع مربوط به آرتروز می‌باشد. گاهی هم مشکلات شکمی ‌یا حملات قلبی. همچنین امکان قطع رگ آئورت وجود دارد که معمولا با دردهای کم و گاهی ناگهانی شروع می‌گردد. افرادی که بیشتر در معرض این ناراحتی هستند شرایط موجود در دیواره سرخرگ در آنها تغییر می‌کند. این تغییرات شامل فشار خون بالا می‌باشد که مربوط به دیابت یا استعمال دخانیات می‌باشد.

4- درد شدید شکمی‌
آیا هنوز آپاندیس خود را دارید. اگر فتق دارید، زودتر اقدام کنید. مشکلات مربوط به پانکراس و کیسه صفرا، زخم معده و انسداد روده بعضی از عوامل درد شکم هستند.

5- درد ساق پا
یکی دیگر از خطرها، ترمبوز (لخته شدگی خون) می‌باشد، یک لخته شدگی خون که در ساق پا ایجاد می‌شود. سالیانه 2 میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و گاهی زندگی را تهدید می‌کند. علت خطر آن هم آزاد شدن یک تکه لخته خون می‌باشد که سبب آمبولیسم (رگ بستگی) ریوی می‌شود. (یک لخته خون در ریه) که می‌تواند کشنده باشد. سرطان، چاقی مفرط، بی تحرکی به سبب استراحت طولانی در رختخواب یا مسافرت طولانی، بارداری و پیری از عوامل آن هستند. گاهی اوقات پا بدون هیچ دردی ورم می‌کند. اما اگر ماهیچه ساق پا دچار درد و التهاب شد به پزشک مراجعه کنید.

6- سوزش پا یا ساق پا
20 میلیون نفر در آمریکا دچار دیابت هستند که در حدود 3/1 آنها مشخص نیستند (بر اساس جامعه دیابت آمریکا). در بعضی افراد که از دیابت خود بی خبر هستند، حالت نابهنجار و اضمحلال سیستم عصبی خارجی می‌تواند اولین علامت باشد. که به صورت سوزن سوزنی در پا یا ساق پا احساس می‌شود و خبر از بیماری عصبی دارد.

7- دردهای بدون دلیل، مبهم، توام و پزشکی
علامت فیزیکی، دردناک مختلف در افسردگی شایع می‌باشند. بیماران از سردرد، شکم درد، دست و پا درد و گاهی همه آنها ابراز ناراحتی می‌کنند. به دلیل اینکه ممکن است درد مزمن باشد. شاید این علائم به مغز افراد افسرده، خانواده آنها و متخصصان خطور نکند. علاوه بر آن، هر چه فرد افسرده‌تر باشد کمتر می‌تواند احساس خود را بیان کند. همه این‌ها پزشک و روان شناس بالینی را گمراه می‌کنند. علائم و نشانه‌های دیگری هم قبل از تشخیص افسردگی نیز وجود دارند. زمانی که فعالیت‌های خود را با بی‌علاقگی انجام می‌دهید، یا قادر نیستید فکر کنید و یا با اطرافیان رفت و آمد داشته باشید از یک متخصص کمک بگیرید و کیفیت زندگی را بدتر نکنید. این بیماری باید هر چه زودتر درمان شود قبل از اینکه سبب تغییرات ساختاری در مغز شود.

هفت هنر ایرانی در یک خودرو

خوردوی خاتم کاری که بر روی آن 150 قطعه الماس و 10 کیلو طلا نصب شده توسط هنرمندان و طراحان شیرازی مقیم خارج ساخته شده و توانسته به خوبی هنر اصیل ایران را به رخ تکنولوژی غرب بکشد.

به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، golden one نام این خودرو است که توسط هنرمندان شیرازی در کشور امارت طی سالهای 2004 تا 2006 ساخته شده و در آن از هفت نوع از صنایع دستی ایرانی نظیر خاتم، معرق، ملیله کاری، طلا کاری، نقره کاری و صدف کاری استفاده شده است.

سیامک حجت طراح این خودرو بیان کرد: در این خودرو 150 قطعه الماس و 10 کیلو طلای 18 عیار استفاده شده است.

وی با اشاره به اینکه در این خودرو به طول 6 متر و نیم از خاتم در بدنه آن استفاده شده است بیان کرد: در هر سانتی متر مربع 120 قطعه خاتم در خودروی مذکور استفاده شده که با احتساب این 6 و نیم متر حدود هفت میلیون و 200 قطعه خاتم در آن به کار رفته است.



طراح این خودرو با اشاره به اینکه برای کفپوش این خودرو به جای موکت از فرش دستباف ایرانی استفاده شده است بیان کرد: جنس صندلیهای این خودرو از جیر طبیعی و دستگیره های آن نیز از چرم طبیعی است.
"گلدن وان" با یک میلیون دلار قیمت ؛ زیبا ترین و گران ترین خودروی دنیا در سال 2007

طراح این خودرو همچنین با اشاره به اینکه ارزش golden one یک میلیون دلار است، افزود: در سال 2007 این خودرو در نمایشگاه معتبر "موتور شو" دبی که یکی از معتبرترین نمایشگاه های دنیا به شمار می رود در بین خودروهای مطرح جهان توانست عنوان زیباترین و گران ترین خودروهای دنیا را از آن خود کند.

حجت با اشاره به اینکه برای این خودرو 20 هزار ساعت کار انجام شد، افزود: ساخت این خودرو که بتواند با سرعت 240 کیلومتر در ساعت نیز حرکت کند برای ما افتخار بود که توانستیم هنر اصیل ایرانی را به کشورهای دیگر از جمله غرب نشان بدهیم.



وی با اشاره به اینکه با این کار قصد داشتیم فرهنگ، هنر و تمدن ایران را به رخ آنها بکشیم، افزود: در نمایشگاه موتور شو این خودرو در میان بسیاری از خودروهای معروف جهان خوش درخشید و با این امر توانستیم هنرهای ایرانی از جمله خاتم کاری را به دنیا معرفی کنیم و نشان دهیم.

وی با اشاره به اینکه قرار بود رونمایی از این خودرو در ایران در این چند روز انجام شود، افزود: اما به دلیل بروکراسیهای اداری این امر میسر نشد و به نظر می رسد ظرف دو هفته آینده رونمایی انجام شود.

به گزارش مهر، اکنون خودروی golden One در گمرک است و امید می رود هرچه سریعتر مراحل نهایی کارهای اداری آن برای خروج از گمرک نیز انجام شود. ضمن اینکه خودروی مذکور پس از انجام مراسمهای رونمایی برای همیشه در شیراز نگهداری می شود.

معني آرم ماشين هاي معروف دنيا



آئودی
چهار حلقه آرم آئودی نمایانگر چهار شرکت کنسرسیوم اتویونیون است که با ادغام در یکدیگر این شرکت را بنا نهادند :د.کا.و , هورش , واندرر , ائودی.
پس از جنگ نام آئودی (به زبان لاتین یعنی " بشنو")حذف گردید اما در سال 1965 مجددا انتخاب شد.از طرف دیگر این نام به نوعی جناس معنایی با کلمه Horchدر زبان آلمانی دارد که به معنی شنیدن است و نام یکی از بنیان گذاران شرکت نیز می باشد.





مرسدس بنز

ستاره سه پر مرسدس بنز نشان تسلط آن بر زمین ,دریاو آسمان است.این نشان برای اولین بار روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی بود برای نشان دادن تاج افتخار بنز در تاریخ 1926. نشان کنونی حلقه محاط بر ستاره در تاریخ 1937 طراحی شده است. (البته خدمدتون عرض كنم كه مرسدس، اسم دختر آقاي بنز هست كه اين كارخونه رو تاسيس كرد).



بی.ام.و
دایره بی.ام.و یک ملخ خوش فرم و در حال چرخش هواپیما است.رنگ آبی یاد آور آسمان است.شرکت موتور سازی بایرن(Bayerische Motor Werke)موتورهای هواپیماهای جنگی را می ساخت که کارخانه هایی را که اکنون در تصاحب دارند بمباران میکردند !





سیتروئن



شما ممکن است تصور کنید دو علامت رو به بالا در آرم نظامی سیتروئن به معنای حرکت رو به اعتلا و نزدیک شدن به مهندسی پیشرفته باشد.اما چنین نیست آندره سیتروئن کار در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده آغاز کرد و علامت نظامی دو تایی در واقع سمبل دندانه های چرخ دنده هستند.



فراری
در واقع اسب بلند شده روی دو پا نشانه خلبان آس ایتالیایی در جنگ اول جهانی(Ace در بین خلبانان به کسی اطلاق می شود که حداقل 5 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کرده باشد) فرانسیسکو باراکا بوده است که والدینش فراری را ترغیب کردند تا نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقه ای خود قرار دهد.




فورد
دست راست آقای فورد ; آقای هارولد ویلز در دوران نوجوانی از راه چاپ کارت ویزیت امرار معاش میکرد .پس در سال 1903 هنگامی که هنری در جستجوی یک آرم برای شرکت خود بود آقای ویلز ماشین چاپ قدیمی مدل جان بول خود را گردگیری کرد.
مدل ظاهری آرم همان چیزی بود که برای کارت ویزیت خودش استفاده کرده بود.بیضی در سال 1912 ظاهر شد و رنگ آبی در سال 1927 اضافه گردید.





مزدا
آرم مزدا چیزی بیش از یک لاله خوش فرم است.این آرم توسط ری یوشیمارا یک شرکت مشهور در زمینه تصویر سازی است تکامل یافته است حرف V نمایانگر بالهای باز شده است و در فرهنگ مزدا به معنای ابتکار, درک هدف, لطافت است.




پژو
چه رابطه ای بین پزو و تندیس آزادی وجود دارد؟ پاسخ این است که یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته میشد که نشان محلی شهر بلفورد(محل ساخت مدل مزبور)را روی خود داشت.



پورشه
نشان پورشه نشان محلی شهر اشتوتگارت است.اسب علامت مزرعه اشتات, شاخها و خطوط مشکی و سرخ بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی وورتمبرگ است.



رنو
الماس رنو اولین بار به عنوان آرم ایستاده روی درب موتور ظاهر شد و بوق خودرو در پشت آن قرار میگرفت. در سال 1922 قسمت مرکزی نشان برای خروج هوا بریده شد.این نشان شکل امروزی خود را از سال 1924 بهمراه دارد.





آلفا رومئو
علایم فوق نشان رسمی شهر میلان است و مربوط به جنگ های صلیبی میباشد.






رو-ور
روورها گروهی راهزن دریایی یا سرگردان در دریاها بودندچیزی شبیه وایکینگها و از همین رو کشتی وایکینگها همیشه و به اشکال گوناگون در نشان روور وجود داشته است .







اشکودا

شبیه یک بوقلمون در حال پرواز است اما بوقلمون ها پرواز نمی کنند که شاید برای مدلهای اولیه اشکودا بد هم نبود.اما این نشان در واقع یک پیکان بالدار است که معنای آشکاری بجز مفهوم کلی سرعت ندارد

با تشکر از مهندس هادی شجاعی عزیز

10 دعوای تاريخی سلطان با رعايا!

بدون ترديد اگر بخواهيم نام آدم‌هاي اسمي فوتبال ايران را پشت‌سر هم رديف كنيم، «علي پروين» فصل مشترك سه نفر اول همه فهرست‌ها خواهد بود. او كه در دوران بازيگري يكي از بهترين‌هاي فوتبال كشورمان بود، در عصر مربيگري هم دوران باشكوهي را از سر گذراند. اگرچه هيچ‌گاه ادعاي پروين مبني بر فتح 25 جام قهرماني در معيت پرسپوليس به اثبات نرسيد، اما نمي‌توان كتمان كرد كه عناوين شماره هفت تاريخي فوتبال ايران بسيار پرشمار و مهم بوده است.

به نوشته گل؛ پروين كه در برهه‌اي شدت محبوبيتش در فوتبال كشورمان يك ركورد محسوب مي‌شد و موفق به دريافت لقب جاودانه «سلطان» از زبان هوادارانش شد، البته كاراكتر جنجال‌برانگيزي هم داشته كه به تبع آن، دعواها و مجادلات گوناگوني را از سر گذرانده است. به بهانه بازگشت پر سر و صداي علي آقا به فوتبال كه با كنار رفتن دوست قديمي‌اش حشمت مهاجراني هم همراه بود، بد نيست نگاهي به مهمترين مناقشات سلطان با رعايا در اين سال‌ها بيندازيم! دعوايي كه شايد خيلي زود به تعداد آن اضافه شود.


منصور اميرآصفي؛ علي آقا مربي را دور زد
ليگ پنجم تخت جمشيد، علي پروين كه به عنوان كاپيتان پرسپوليس - قدرتمندترين تيم آن زمان - اسم و رسم گزافي به‌هم زده بود، با منصور اميرآصفي دچار مشكل شد. اميرآصفي آن روزها سرمربي سرخپوشان به حساب مي‌آمد و هرگز نمي‌توانست تصور كند درافتادن با يك بازيكن نظير علي پروين، چه عقوبتي براي وي به همراه دارد. در عين حال، درگيري پروين جوان با سرمربي‌اش به دور ماندن او از تركيب اصلي پرسپوليس در چند مسابقه متوالي انجاميد. مقارن با اين اتفاقات، علي پروين به رايزني با علي عبده - مالك تيم - پرداخت و بعد از هماهنگي با وي، دست به اقدامي عجيب زد.

وقتي در يكي از مسابقات علي پروين كماكان از تركيب ثابت تيم دور مانده بود و دست بر قضا تيم هم نيمه اول را با يك گل از حريف عقب بود، مسوول تداركات تيم به دستور علي پروين در رختكن را به روي اميرآصفي بست تا با پشت در ماندن سرمربي تيم، يك كودتا در پرسپوليس رخ بدهد!


حسن حبيبي؛ دور از جام ملت‌ها
در آستانه جام ملت‌هاي آسيا 1980 كه در كويت برگزار شد، اختلاف نظر بين علي پروين و حسن حبيبي - سرمربي وقت تيم‌ملي - اوج گرفت. گرچه به دليل قلت رسانه‌هاي گروهي در آن زمان، هرگز محتوا و موضوع اصلي درگيري پروين و حبيبي فاش نشد، اما به هر تقدير همين اختلاف‌نظرها به دور ماندن يكي از بهترين فوتباليست‌هاي تاريخ كشورمان از تركيب تيم‌ملي براي بازي‌هاي كويت انجاميد.


محمد مايلي‌كهن؛ اتوبان يک طرفه معروف
اواسط دهه گذشته شمسي، محمد مايلي‌كهن كه همواره براي علي پروين نقش يك دستيار، شاگرد و رفيق صميمي را ايفا مي‌كرد، يك مصاحبه بسيار جنجالي عليه سلطان انجام داد. آن روزها پروين روي نيمكت سرخپوشان تركتازي مي‌كرد و قهرماني‌هاي متعدد را به دست مي‌آورد، اما مايلي‌كهن كه خود نيز در آن دوره يك مربي صاحب‌نام محسوب مي‌شد، چشمان خود را بست و حرف‌هاي عجيبي را عليه پروين به زبان آورد. شايد مايلي‌كهن مترصد به دست آوردن جايگاه در پرسپوليس بود، اما به اين دليل يا هر علت ديگري، واكنش شديدي به پروين نشان داد. اين، يكي از اولين گفت‌وگوهاي توفاني مايلي‌كهن به حساب مي‌آيد. پروين هرگز به آن مصاحبه مايلي‌كهن پاسخ نداد.


بهروز رهبري‌فرد؛ گل و شيريني بگيرم؟!
درگيري‌هاي لفظي و متعاقب آن قهر و آشتي‌هاي علي پروين با بهروز رهبري‌فرد به يك سريال در فوتبال اواخر دهه هفتاد ايران تبديل شده بود. شايد تعداد دفعاتي كه مدافع آن روزهاي سرخپوشان به منظور آشتي با پروين گل و شيريني تهيه كرد و راهي نمايشگاه ماشين سورتمه در هفت‌تير شد، به تعداد انگشتان يك دست هم مي‌رسيد! مشاجره‌هاي پروين و رهبري‌فرد دلايل متعددي داشت كه غالبا شايعه پيوستن بهروز به استقلال هم چاشني آن مي‌شده است، اما يكي از اين دعواها به بازي پرسپوليس و الانصار بازمي‌گشت.

بعد از اين ديدار آسيايي كه سرخپوشان طي آن موفق شدند با سه گل حريف لبناني را از پيش‌رو بردارند، بهروز رهبري‌فرد علنا در رختكن به بدگويي از تاكتيك‌هاي پروين پرداخت و به‌ويژه اجازه نفوذ به هاشمي‌نسب از طرف سلطان را به باد انتقاد گرفت. عده‌اي معتقدند اين مساله ريشه در حسادت رهبري‌فرد به هاشمي‌نسب داشت، اما هرچه بود مثل هميشه اين نوع انتقادها به واكنش قهري پروين انجاميد.


اكبر غمخوار؛ مدير فني يعني كشك
مي‌توان ادعا كرد نخستين كسي كه به شكل جدي تابوي سلطانيزم علي پروين در فوتبال ايران را شكست، اكبر غمخوار بود. مديرعامل متنفذ سرخپوشان كه بعد از ناكامي تيم در ليگ دوم حرفه‌اي و به منظور ايجاد تغيير و تحولات گسترده در اين مجموعه به پرسپوليس آمده بود، به اندازه‌اي به پر و پاي پروين پيچيد كه سرمربي سنتي قرمزها درنهايت مجبور به ترك تيم محبوبش شد.

غمخوار براي هدايت پرسپوليس در ليگ سوم گزينه‌هاي متعددي را مطرح كرد، اما درنهايت وينكو بگوويچ - مربي وقت موفق فولاد - را به تهران آورد و به پروين پيشنهاد كرد در كسوت مدير فني به حيات كاري خود در پرسپوليس ادامه بدهد. سلطان بعد از شنيدن اين پيشنهاد غمخوار، واكنش عجيبي نشان داد و يكي از معروفترين جمله‌هاي تاريخ فوتبال ايران را به زبان آورد: «مدير فني يعني كشك!» همان پستي كه امروز آن را در استيل‌آذين پذيرفته است.


محمود خوردبين؛ يار وفادار كجا رفت؟!
روابط علي پروين و محمود خوردبين از دوران بازيگري تا همين سال‌هاي اخير هميشه حسنه بوده است. خوردبين به اندازه‌اي به پروين نزديك بود كه نقش سرپرست دائمي پرسپوليس در زمان هدايت سلطان را ايفا مي‌كرد.

پروين و خوردبين به اندازه‌اي رفقاي گرمابه و گلستان بودند كه هواداران پرسپوليس در مدح اين رابطه شعار هم ساخته بودند: «يار وفادار علي، خوردبينه!» در عين حال، همين رابطه بسيار خوب، پيش از ليگ هفتم به كلي از ميان رفت. در شرايطي كه پايگاه خوردبين نزد علي پروين از دوران غمخوار سست شده بود، بازگشت محمود خان به پرسپوليس قبل از ليگ هفتم، به نوعي تير خلاص بر شقيقه روابط اين دو نفر محسوب مي‌شد.حبيب كاشاني و حميد استيلي در چارت پرسپوليس ليگ هفتم، جايي براي پروين در نظر نگرفته بودند، اما خوردبين حكم سرپرستي همين تيم را گرفت و هم‌اكنون هم مشغول به كار است.


حسين هدايتي؛ اجراي دستمزد كلان
يكي از متاخرترين مشاجره‌هاي لفظي علي پروين، مربوط به درگيري او با همين حسين هدايتي است. پروين وقتي براي چندمين‌بار تصميم گرفت به فوتبال برگردد، راهي تيم استيل‌آذيني شد كه مالكيت آن در اختيار حسين هدايتي است. اين مرد پولدار به منظور بازگرداندن استيل‌آذين به ليگ‌برتر ريخت و پاش زيادي كرده بود و با اعتماد به كادر همكاران علي پروين، عنوان امور فني اين تيم پرحاشيه را به سلطان سپرد.

با اين حال اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت و پس از حذف شدن استيل‌آذين در مرحله پلي‌آف، مخاصمه جنبه آشكار پيدا كرد. هدايتي با انتقاد از سياست پروين در جذب بازيكنان مسن پرداخت و مدعي شد اين مربي، يك ميليارد و 150 ميليون تومان دستمزد براي خودش در نظر گرفته است! پروين هم مقابل پاسخ هدايتي را داد، اما به هر حال اين دو نفر اخيرا آشتي كردند.


داريوش مصطفوي؛ از پكن تا بچه سلطان
ريشه مشاجره امروز علي پروين با داريوش مصطفوي، به بازي‌هاي آسيايي پكن در سال 1990 برمي‌گردد. آن روزها رابطه سلطان با داريوش مصطفوي به اندازه‌اي شكرآب شده بود كه دبير كل وقت فدراسيون فوتبال تصميم گرفت همراه تيم به كشور چين سفر نكند؛ شايد هم تصميم گرفتند او را نبرند! اما به هر تقدير پروين آن تيم را در مسابقات مزبور به عنوان قهرماني رساند.

روابط اين دو نفر، از آن زمان به بعد هرگز رو به بهبودي نگذاشت و امروز در قامت اختلاف بر سر پرونده حضور محمد پروين در پرسپوليس، دوباره احيا شده است. در پي عدم توفيق استيل‌آذين در صعود به ليگ‌برتر، همگان منتظر بودند محمد پروين سر از پرسپوليس دربياورد، اما فرزند سلطان در يك چرخش عجيب به سايپا رفت. او حتي با پرسپوليسي‌ها قرارداد داخلي هم امضا كرده بود. امروز علي پروين مدعي است مصطفوي در راه اين انتقال كارشكني كرده است!


علي دايي؛ شاگرد ناخلف
شايد علي دايي هم مشمول قوانين نانوشته سلطان مي‌شد: «همه بايد از من كوچكتر باشند!» علي پروين اخلاق خاصي داشت. او نمي‌توانست بزرگتر و محبوبتر از خودش را تحمل كند. عده بسياري بر اين عقيده هستند كه اخراج احمدرضا عابدزاده و حتي مهدي هاشمي‌نسب از پرسپوليس به اين دليل بود كه آنها مرزهاي محبوبيت پروين را درهم نورديده بودند و سكوها را به تشويق كسي غير از سلطان وامي‌داشتند.

علي دايي افتخارات زيادي را كسب كرد، اما دعواي سنگيني با علي پروين انجام داد كه مهمترين نمود آن به ليگ سوم حرفه‌اي مربوط مي‌شود. غمخوار در پروژه پروين‌زدايي خود، علي دايي را به عنوان يكي از ليدرها انتخاب كرده بود و اين دو نفر، خيلي پيش از آنكه بتوان حد زد، رو در روي يكديگر قرار گرفتند اما پروين اين روزها با دايي هم آشتي كرد و همين چند هفته پيش يك جمله در وصف او گفت: «50 سال ديگر هم مثل دايي نخواهد آمد.» همان دايي‌اي كه چند سال پيش در مورد او گفته بود: «دو تا روپايي هم بلد نيست بزند.»


محمد دادكان؛ خوبه خودش پرسپوليسيه!
بعد از قهرماني در ليگ اول حرفه‌اي، علي پروين در راه تكرار اين عنوان در سال بعد، به پست رقيب بسيار سرسختي به نام سپاهان خورد. زردپوشان اصفهاني كه با فرهاد كاظمي نمايش‌هاي خوبي ارايه مي‌دادند، در واپسين هفته‌هاي ليگ دوم، پرسپوليس را كاملا از كورس قهرماني بيرون راندند و جام را به نصف جهان بردند. اين موضوع اعصاب علي پروين را به هم ريخته بود؛ تا جايي كه بعد از شكست خانگي مقابل ملوان در ورزشگاه تختي، او در اوج عصبانيت به سمت جلال مرادي، داور مسابقه دويد اما هدف او رييس وقت فدراسيون، يعني محمد دادكان بود.

هر چند كه پروين ادعا كرد هدف او از اين تعقيب و گريز كوتاه، رسيدن به يكي از بازيكنان تيمش بوده است، اما اختلافات او با محمد دادكان قابل كتمان نبود. سوت‌هاي مشكوك جلال مرادي كه هيچ‌گاه مقبول طبع سلطان قرار نداشت، باعث شد پروين به سمت دادكان فرياد بزند: «اين چه وضع داوريه؟ خوبه اين آقا خودش بازيكن پرسپوليس بوده...!» بعدها شركت دادكان در جشن قهرماني سپاهان و سخنراني او در همين مراسم، موجبات دل‌آزردگي بيشتر پروين و بخشي ديگر از پرسپوليسي‌ها را فراهم كرد.