
دلچه و گابانا (یا به اختصار D&G) یکی از معروفترین نامها در جهان فشن است که بعضا در سایر حوزهها هم به چشم میخورد. این نام در حقیقت نام یکی از سالن های مشهور و سطح بالای فشن است که دومنیکو دلچه و استفانو گابانا آن را تاسیس کرده اند. شرکت دلچه و گابانا در نزدیکی میلان واقع شده است.
دومنیکو دلچه و استفانو گابانا برای طراحی لباس در صنعت هالیوود بسیار مشهور هستند. آنها لباس هایی را برای ژیسل بوندچن، مونیکا بلوچی، ایزابل روسلینی، کایلی مینوگ، نیکول کیدمن، دمیمور و بسیاری از افراد مشهور دیگر طراحی کرده اند.
دلچه و گابانا؛ اولین ملاقات
دومنیکو
دلچه 13 سپتامبر سال 1958 در نزدیک پالرمو سیسیلی ایتالیا و استفانو
گابانا روز 14 نوامبر سال 1962 درمیلان متولد شد. دلچه طراحی فشن را
درسیسلی فراگرفت و در کارگاه لباس کوچک خانوادگی مشغول به کار بود. اما
گابانا در زمینه فشن تحصیلاتی ندارد و طراحی گرافیک خوانده است.
این
دو نفر برای نخستین بار یکدیگر را در سال 1980 در میلان ملاقات کردند،
زمانی که به عنوان دستیار برای یک کارگاه هنری کار میکردند. آنها شغل
حرفه ای مشترک خود را در سال 1982 آغاز کردند.
در سال
1985 زمانی که برگزار کنندگانMilano Collezioni از دلچه و گابانا دعوت
کردند تا در نمایش فشنی برای معرفی استعدادهای جدید شرکت کنند، آنها نام
مشترک خود (دلچه و گابانا) را ایجاد کردند.
این برند به زودی با ورود به عرصهی لباس های کشباف، لباس شنا و لوازم جانبی توسعه یافت و سپس شعبه لباس مردانه و عطر خود را وارد بازار کرد. آنها در سال 1990 نخستین مجموعه مردانه خود را نمایش دادند.
نخستین بوتیک دلچه و گابانا در سال 1989 در توکیو ژاپن افتتاح شد. پس از آن در میلان و هنگ کونگ نیز فروشگاه هایی افتتاح شد.
در سال 1999 دلچه و گابانا فروشگاه خود را در لندن باز کردند.
سبک دلچه و گابانا
دلچه
و گابانا بسیاری از اوقات از فیلم های معتبر ایتالیایی برای طراحی مجموعه
های خود الهام میگیرند. دومینکو دلچه گفت: « ما مجموعه خود را مانند یک
فیلم طراحی میکنیم. ما به یک داستان فکر میکنیم و سپس لباس ها را متناسب
با آن طراحی میکنیم.»
دلچه و گابانا ادعا میکنند که بیشتر به خلق بهترین و مناسبترین مدل توجه میکنند، تا اینکه فقط به گرایشات و سبک فصلی توجه کنند.
نشانه
های مشخصه تجاری دلچه و گابانا، کت شلوارهای راه راه باریک گنگستری،
کتهایی که به شکلی اغراق آمیز طرح دار و تزئین شده است، و رنگ سیاه
میباشد.
دلچه و گابانا اساسا برای خلق مدلهای زنانه کاملا ساده و
بینهایت جذاب و فریبنده خود معروف هستند. به آنها لقب «جورج و گیلبرت فشن
ایتالیا» را داده اند.
برندهای اصلی دلچه و گابانا؛ Dolce&Gabbana یا D&G؟دلچه و گابانا دو برند اصلی دارد:
Dolce&Gabbana:
که به کالاهای لوکس و گرانقیمت اختصاص دارد و رسمیتر و دائمیتر است و
بیشتر پاسخ گوی گرایشات طولانی مدت است تا تغییرات فصلی.
این برند، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر و کیف نیز عرضه میکند.
D&G:
برند غیر رسمیتر این دونفر است و سعی میکند به جای دنبال کردن گرایشات
فصل، آنها را ایجاد کند. این برند جوان پسندتر و پر زرق وبرق تر است. این
برند هم علاوه بر لباس، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر، جواهرات و
ساعت نیز تولید میکند.
D&G Junior یک برند جداگانه است که
لباس های کودکان زیر 11 سال را تهیه میکند. همانند برند بزرگسال D&G،
این برند هم گرایشات فصلی دختران و پسران این سنین را دنبال میکند.
ثروت سرشار دلچه و گابانا
در
سال 1997 گردش مالی شرکت دلچه و گابانا 400 میلیون دلار اعلام شد و دلچه و
گابانا گفتند که از سن 40 سالگی بازنشسته میشوند؛ وعده ای که خوشبختانه
آن را انجام ندادند.
در سال 2005 گردش مالی شرکت آنها به 597 میلیون دلار رسید.
آنها در اکتبر 2006 نخستین رستوران خود را در میلان افتتاح کردند.
در
سال 2008، عطرLight Blue دلچه و گابانا توسط جوایز فی فی آمریکا و جوایز
آکادمیعطر دنیا، به عنوان بهترین عطر مردانه سال انتخاب شد
![]()
این
كه گوگل همه جوره بفكر كارمنداش هست یك موضوع انكار ناپذیره ولی آیا شما
اسم این روتوجه به كارمندان می زارید یا به نوعی سر اونها رو گرم كردن؟
مصداق
همون پخش موسیقی برای گاوها موقع شیردهی كه میزان شیردهی اونها رو افزایش
می داد. حالا كمی وارد عمق قضیه می شیم تا بهتر اهداف گوگل رو برای این
كار درك كنیم.
مسئولین ارشد بخش كارمندان گوگل به یك نتیجه مهم دست
یافته اند: مهندسان و كارمندان مملو از علم ما انتظار دارند كه به خاطر
علمشان به آنها رسیدگی شود، نه اینكه صرفا یك كارمند رسمی ساعت 9 تا پنج
باشد (nine to five) . این شناخت یعنی ما طوری به كارمندان خود خدمات می
دهیم كه ماكزیموم (حداكثر) كارایی خود را در ساعات كاری ارائه كنند.
حال گوگل برای جذب هر كارمند كار آمد ده استراتژی بسیار موثر را برای خود دارد: بینید!
استراتژی اول: استخدام
كمیته ای) هر كس خواهان استخدام در گوگل باشد باید حداقل با 6 نفر مصاحبه
انجام دهد، هر مصاحبه یك بعد از فرد را پوشش می دهد و در نهایت فرد با نظر
كمیته ناظر استخدام می شود. این استراتژی از اویل كار گوگل به كار برده
شده و گفته می شود با اینكه كمی پروسه (فرآیند) استخدام را طولانی می كند
ولی به هر حال سود زیادی عائد گوگل شده است ( همین كه از كارمنداش ضرر
نكرده یه سود خیلی بزرگه)
روش بعدی گوگل جمع
كردن همه كنار هم هست. تمام پروژه های گوگل مبتنی بر تیم اجرا می شن، و
كار تیمی یعنی باهم بودن. لذا تو گوگل اتاق كم به چشم می خوره، كارمندان
برای اجرای پروژه معمولا كنار هم هستند و نیازی نیست كه زنگ بزنن، ایمیل
بفرستند یا … . حتی من شنیدم یكی از مدیران عامل یكی از شعبات اتاق خودش
رو با بقیه به اشتراك گذاشته بود و خودش هم پیش برنامه نویسان حرفه ای می
نشست و این رو بهترین راه برای یاد گرفتن موارد تازه می دونست.
آسان
ساختن همكاری راهكار بعدی گوگلی هاست. كارمندان هر هته یكبار از فعالیت
های خود یك snippet یا یك یادداشت برای همه می فرستند. این به اشتراك
گذاری می تونه همه رو از كارهای بقیه آگاه كنه و گامی موثر در synch یا
همسان سازی شارش كاری بحساب می آد.
پنجمین استراتژی استفاده
از یك شبكه وب داخلی برای اطلاع رسانی به كارمندان هست. به این شرح كه یك
وب در داخل تمام اطلاعات رو در بر داره، مثلا اطلاعات پروژه ها، میزان
پیشرفت اونها و … . حتی گوگل معتقد هست یكی از عواملی كه باعث شد جیمیل
خیلی موفق از آب دربیاد این بود كه این سرویس میل ماه ها در خود گوگل
بصورت داخالی بر روی شبكه در حال اجرا بود. این یعنی متخصصین گوگل فرصت
كافی برای یافتن خطاها و اصلاح اونها رو داشتند.
تشویق خلاقیت یكی
دیگر از راهكارهای گوگل است. همانطور كه شاید بدانید كارمندان گوگل 20
درصد از زمان خود را می توانند صرف كار برروی پروژه های خود انجام دهند.
حتی یك نرم افزار در شبكه گوگل به عنوان جعبه پیشنهادات دائم در دسترس
كارمندان است. كارمندان می توانند ایده های خود را در این جعبه نوشته و
بقیه نیز می توانند برای آنها نظر صدر كنند یا آنها را رتبه بندی كنند.
گفته می شود بسیاری از نوآوری های گوگل از همین جعبه به دست می آید.
در قانون هفتم گوگلی
ها معتقند كه “بیشتر، بیشتر از كمتر می داند”. این یعنی تصمیم گیری بر
اساس نظر همه اجرا می شود. در گوگل مدیر عامل یك جمع كننده نظرات است نه
صادر كننده رای. تصمیم گیری در گوگل اگرچه به این دلیل كمی طولانی می شود
ولی در نهایت بهترین و عامه پسند ترین رای ها صادر می شوند.
بدصفت نباشید! این
قانون و شعار گوگل است. در گوگل هیچ كس صندلی پرت نمی كند و این یعنی بالا
بردن صبر و احترام كارمندان نسبت به یكدیگر. م بر خلاف بسیاری از شركت ها
كه یك سری مدیر هستند و به زیر دستان زور می گویند، گوگل محفل آزادی و
آسودگی است.
نهمین قانون گوگل up-to-date
بودن است. در هریك از زمینه هایی كه گوگل به فعالیتمی پردازد تعدادی آنایز
كننده و متخصص دائم در حال جمع آوری اطلاعات بروز آن زمینه می باند.
و
در نهایت قانون آخر گوگل برای خلق محیطی كاملا كارا و مناسب برگزاری
مراسمی در روزهای جمعه می باشد. تازه وارد ها معرفی می شوند. سوال و جواب
هایی پرسیده می شود و از كارمندان به نحوه احسنت پذیرایی می شود. این یعنی
مدیران كامل در جریان امور كارمندات قرار می گیرند و بلعكس! یك محیط كاملا
محیا برای یك كار سرشار از اعتماد
دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛ کتی 21 ساله به همراه نامزد 23 ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.
![]()
این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز 11 ژانویه 2005 گرفته شده است.
کتی مبتلا به سرطان است و بیماری وی در بدترین وضعیت خود قرار دارد؛ وی مجبور است هر روز ساعاتی زیر نظر پزشک و دستگاه های مخصوص قرار بگیرد. در این عکس ، نیک منتظر است تا کتی یکی دیگر از شیمی درمانی هایش به پایان برساند.
کتی علیرغم تمام درد و
رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی
مورفین ، قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند . وی
به خاطر بیماری اش همیشه در حال کاهش وزن است ، به همین خاطر مجبور شد هر
چه به روز عروسی اش نزدیک تر می شود ، لباس عروسی اش را کوچک تر و کوچک تر
کند.
وی مجبور بود در طول مراسم عروسی اش کپسول تنفسی اش را به دنبال خود
داشته باشد . در این تصویر پدر و مادر نیک را می بینید. آنها از اینکه می
بینند پسرشان با عشق دوران دبیرستان خود ازدواج می کند بسیار خوشحال هستند.
کتی در ویلچیر خود نشسته و به ترانه ای که نیک و دوستانش می خوانند گوش می دهد.
طی مراسم عروسی ، کتی مجبور می شد برای لحظاتی استراحت کند. او به خاطر ضعف و درد نمی توانست به مدت طولانی بایستد.
کتی تنها پنج روز بعد از مراسم عروسی اش فوت کرد. دیدن زنی که علیرغم بیماری سرطان و آگاهی به عمر کوتاه مدت اش ، ازدواج می کند و تمام مدت لبخند بر لب دارد ما را به این فکر می برد که خوشبختی دست یافتنی است ، مهم نیست چقدر دوام می آورد.
باید از منفی بافی دست برداریم ؛ زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم پیچیده نیست.
زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم


